آیا افراد مبتلا به دیسلکسیا برعکس می‌نویسند و می‌خوانند؟


نارساخوانی یک مشکل یادگیری با وجود هوش و بینایی عادی و دسترسی به آموزش‌های خوب، است. امروزه دانشمندان عموماً قبول دارند كه افراد مبتلا به دیسلکسیا به علت مشکل در پیوند دادن شکل حروف با اصوات آن، در خواندن مشكل دارند به این معنا که آن‌ها مشکلی در بینایی یا حافظه ندارند.

در دهه 1920، ساموئل اورتون ، متخصص اعصاب، اظهار داشت كه كودكانی كه مشكل خواندن دارند، در تشخیص حروف مشابه مانند b و d، به مشکل برمی‌خورند و غالباً كلمات را از راست به چپ می‌خوانند.

برخی از کودکان هنگام مشاهده تصویر آینه‌ای متن می توانند راحت تر بخوانند. او اصطلاح استریفوزیمولیا را به معنی “نمادهای پیچ خورده” به وجود آورد تا آنچه را كه او تصور می كرد ناتوانی اصلی در خواندن باشد را توصیف كند. سپس جورج تاون این تفکر را که افراد دیسلکسیک برعکس می‌نویسند و می‌خوانند را تایید کرد.
اورتون برای اولین بار اعلام کرد که برعکس خواندن مختص کودکان مبتلا به نارساخوانی نیست: تقریباً همه کودکان وقتی خواندن و نوشتن را یاد می‌گیرند، حروف را معکوس می کنند.

دانشمندان علوم اعصاب معتقدند که این امر بسیار رایج است زیرا وقتی صحبت از تشخیص اشکال و اشیاء می شود ، مغز ما به اینکه جسم معکوس یا دوران‌شده باشد، اهمیتی نمی‌دهد: یک سگ، همیشه یک سگ است، چه رو به سمت چپ و چه راست باشد. ادن می گوید: “سیستم بصری ما به گونه ای انعطاف پذیر طراحی شده است.” اما هنگام خواندن، آنقدرها هم خوب نیست خصوصا جایی که برگرداندن کلمه‌ای معنی آن را تغییر می دهد.
در طی سالها یادگیری و تمرین، کودکان در نهایت معکوس کردن حروف را متوقف می‌کنند. ممکن است برخی از کودکان مبتلا به نارساخوانی به این سرعت نتوانند از این مرحله عبور کنند، زیرا مهارتهای خواندن آنها به خوبی دیگران پیشرفت نمی کند.
برای كودكان دیسلکسیک، تصور غلط درباره این اختلال می تواند مداخله مناسب را به تأخیر بیندازد. گابریلی می گوید: “ممکن است مردم به طور ناخواسته فکر کنند که که اگر کودکان را به سمت درست کردنِ جهت حروف (که حروف برعکس را درست بخوانند) متمرکز کنند، در خواندن آنها پیشرفت بزرگی حاصل می شود.” مداخلات مؤثر شامل آموزش فوونیک فشرده برای کمک به کودکان جهت شناسایی و دستکاری صداهای زبان – مانند تمرین ریتم – و متصل کردن آنها به حروف استفاده کرد.

الیزابت نورتون، متخصص عصب شناسی در دانشگاه شمال غربی، وقتی معلم دانش آموزان دبیرستانی مبتلا به نارساخوانی بود، می گوید بچه ها نگران بودند که همسالانشان چالش های پیش رویشان را درک نکنند. او می گوید: “اینكه دیسلکسی را فقط یك چیز ساده یعنی واژگونیِ کلمات بداینم، نشان می‌دهد كه [خیلی راحت می توان رشد کرد و از آن رد شد].” در این حالت همسالان نمی فهمند كه دیسلکسیا یك مسئله بسیار پیچیده تر است كه افراد با آن به دنیا می آیند.

در حالت کلی این مشکل به تنهایی از بین نمی رود و اصلا اینگونه نیست که دانش آموز دیسلکسیک باهوش نیست یا تلاش نمی کند. گابریلی می گوید، دیسلکسیا یک وضعیت مادام العمر است، اما مداخله زودهنگام برای رفع مشکلات اساسی می تواند توانایی خواندن کودکان را به میزان قابل توجهی بهبود بخشد.

 

مرکز تخصصی مفید با داشتن کادری مجرب در خدمت کودکان دارای اختلال یادگیری برای بهبود مراحل تحصیلی آن ها، است.

آموزشیکودکانمقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *